دیجیتالم کجا بود؟‌ (بدون شرح)

همونی که توی فیلم بود (ساعت خوش)

 «حمل بر خودستایی نباشه» (شمس‌العماره)

 «پشه‌ها روزها کجا می‌رن؟!» (پاورچین)

به‌به، به‌به(مرد هزار چهره و دو هزار چهره)

چی می‌گی؟

چه می کنه...عادل فردوسی پور

فعل وگوه ام«شب های برره»

تا قبر چهار انگشت....«دایی جان ناپلئون»

می زنم تو مخت ها...«زیر آسمان شهر»

«جان»«ببخشید»مهران مدیری

ای که وگویی ینی چه؟«شب های برره»

مربا بده بابا

ملکی ایرلاین

می‌ریم که داشته باشیم«حالا کار اون گوشه زمین گره خورده»«اسطقس‌دار»بهرام شفیع

کلاه قرمزی:سلین: سلام / خوفین: خوبین / اکشال نداره: اشکال نداره / جوف آب: جوب آب/ اهین: بله / آی مرجی: آقای مجری / خوگشل: خوشگل / محسولیت: مسئولیت/ سلط:* سطل،* نفص: نصف/ تولد عید شما مبارک/ دیگه تهنا نیستیم/ سلام الاغ عزیز حالت چطوره؟/ می*خوام برم تلفزیون.

پسرخاله: چی گفتی؟ نه فقط میخوام ببینم چی گفتی؟… مگه چیه؟… عیده دیگه،* همه باید به هم کمک کنیم. می*خوای برم نون بگیرم؟ می*خوای برم نفت بگیرم؟ آب بیارم؟ خب گناه داره، دلم سوخت، بچه است، نمی*تونه بگه چی می*خواد.
پسرعمه زا: کلاه قرمزی هوووووووو… چی جوری شد؟ یک بار دیگه بوگو. ها؟ ما نمی*فهمیم ای چی می*گه.
فامیل دور: آقای مجری، سال نوتون مبارک، صد سال به این سال*ها، هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، آقای مجری! نخوردیم نون گندم، دیدیم که دست مردم… بهرام که گور می*گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه «دور» بهرام گرفت! در بستنی رو باید بست،* راه رفتنی رو باید رفت.
همساده: خرد و خاکشیر شدیم آغو، له*له شدیم، داغون، به خاک سیاه نشستم*ها.
جیگر:گفتم یا نگفتم؟

خونه مادربزرگه

مادربزرگه: جان*قربان.
هاپوکومار:صاحب، کرداهه ( او لهجه هندی داشت و صاحبش را گم کرده بود.)*

مدرسه موش*ها

نارنجی: ایش، حالم به هم می*خوره از این بچه موش*های بی*تربیت.
دم باریک: موش موشک من، می*خوره غصه، که نمی*تونه بره مدرسه
گوش دراز: دیو، دیو، دارم می*شنوم، صدای پای یک موش بزرگ را می*شنوم.
معلم: بنشینید بچه موش*های عزیز!
خوش خواب: من کی**ام؟ اینجا کجاست؟

سنجد

سنجد: برمی*گردم.

زی*زی*گولو

زی*زی*گولو: امیر آقای جمالی و آقای پدرآقا را با تشدید و آهنگ خودش تلفظ می*کرد،* مادرخانومی زی*زی گولو هیچ وقت هیجان*زده نمی*شد. مثلا وقتی دید آقای جمالی از یک بلندی افتاد، گفت:* آقای جمالی مرد! او جمله*ای داشت که وقتی آن را می*خواند، اتفاقات عجیب و غریب می*افتاد. جمله*اش این بود: زی*زی گولو آسی*پاسی درا کوتا تا به تا.

کار و اندیشه *
کار: من کارم، من کارم… بازو و نیرو دارم… هر چیزی رو می*سازم… از تنبلی بیزارم…

 

صفحه فیس بوک شریک کودکیهای من شوید