حموم رفتن زمان ما:
میرفتیم توو حموم
یه شیرو باز میکردیم دندونامون میریخت کف حموم از سرما
اون یکیو باز میکردیم مثه آب سماور در حال جوش بود
یه عر میزدیم از سوزش
مامانمون مى زد پس کله مون که اذیت نکن، آروم بگیر
بعد با اون صابون زرد گنده ها که مثه چرکِ خشکیده بود میفتاد به جونمون
تا حدى که چشمامون از کاسه دربیاد
یعنى ما از نظر مامانمون کثافتى بودیم که میخوایم در مقابل نظافت مقاومت کنیم
بعد یه جورى چنگ میزد موهامونو که انگار داعش به شپشا حمله کرده
بعدش با شامپوى پاوه کل هیکلمونو غربال گرى میکردن
بعد از همه اینا جانگدازترینش کیسه کشیدن بود
دو لایه از پوستمونو بر میداشتن
فک میکردن چرکه باز ادامه میدادن
بعدِ حموم صدتا لباس تنمون میکردن
یه روسرى به کله مون
یه یقه اسکى هم روى همه ش
بعد از شدت کوفتگى و خستگى بیهوش میشدیم میگفتن ببین چه راحت خوابیده ....