یه توپ دارم قل قلیه سرخ و سفید و ابیه می زنم زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام به من عیدی داد یه توپ قلقلی داد 

---------------------------------------------------------------------

توپ سفیدم قشنگیو نازی ، حالا من میخوام برم به بازی
بازی چه خوبه با بچه های خوب ، بازی میکنم با یه دونه توپ
چون پرت میکنم توپ سفیدم را ، قل قل میخوره میره به هوا
قل قل میخوره تو زمین ورزش ، یک و دو و سه ، چهار و پنج و شش (2)

---------------------------------------------------------

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده
تورختخواب مخمل آبی خوابیده
دیروز مامان رفته بازار اونو خریده
قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده
عروسک من چشماتو وا کن
وقتی که شب شد اونوقت لالا کن

-----------------------------------------------------------

 اتل متل تو توله
گاو حسن چه جور
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار امغزی دور کلاش قرمزی
 

-----------------------------------------------
باز باران با ترانه با گهر های فراوان
میخورد بر بام خانه یادم ارد روز باران
گردش یک روز دیرین،خوب و شیرین
توی جنگل هاى گیلان،کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم،نرم و نازک،چست و چابک
با دو پای کودکانه،می دویدم همچو اهو
می پریدم از سر جو،دور می گشتم زخانه
می شنیدم از پرنده،از لب باد وزنده
داستان های نهانی،راز های زندگانی
برق چون شمشیر بران پاره می کرد ابرها را
تندر دیوانه غران،مشت می زد ابرهارا
جنگل از باد گریزان،چرخ ها می زد چو دریا
دانه های گرد باران،پهن می گشتند هر جا
سبزه در زیر درختان،رفته رفته گشت دریا
تود این دریای جوشان،جنگل وارونه پیدا
بس گوارا بود باران! به!چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی،راز های جاودانی
پند های اسمانی،بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا،زندگانی خواه تیره،خواه روشن
هست زیبا،هست زیبا،هست زیبا

------------------------------------------------------

توپولویم توپولو
صورتم مثل هلو
قد و بالام کوتاهه
چشم و ابروم سیاهه
مامان خوبی دارم می شینه توی خونه میدوزه دونه دونه
می پوشم خوشگل می شم مثل دسته گل می شم

آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم

دوریش برام مشکله کاشکی اونو می بستم

ای خدا چی کار کنم آهو مو پیدا کنم

ای خدا چی کار کنم آهو مو پیدا کنم

وای چکنم وای چکنم کجا اونو پیدا کنم

کاشکی اونو می بستم

کاشکی اونو می بستم
-----------------------------------------------------
مادربزرگ
وقتی اومد
خسته بود

چار قدش و
دور سرش
بسته بود

صدای کفشش که اومد . دویدم

دور گُلای دامنش . پریدم

بوسه زدم روی لُپاش
تموم شدن خستگی هاش
----------------------------------------------------------
پاییزه و پاییزه

برگ درخت می ریزه

هوا شده کمی سرد

روی زمین پر از برگ

ابر سیاه و سفید

رو آسمونو پوشید

دسته دسته کلاغا

می رن به سوی باغا

همه می گن به یک بار

غار و غارو غارو غار
---------------------------------------------
گل همه رنگش خوبه

بچه زرنگش خوبه

توی کتاب نوشته

تنبلی کار زشته

تنبل پاشو بیدار شو

از رخت خواب جدا شو

بشور دست و رویت

شانه بزن به مویت

مسواک بزن به دندان

تا بشی شاد و خندان
--------------------------------------------------
ای زنبور طلایی
نیش میزنی بلایی
پاشو پاشو بهاره
گل وا شده دوباره
برو به دشت و صحرا
جنگل و کوه و دریا
نیش بزن باز به گلها
عسل بساز برای ما
-------------------------------------------------
خوشحال و شاد و خندانم ........... قدر دنیا رو می دانم
خنده کنم من ......... دست بزنم من ......... پا بکوبم من
............................. شادانم
.
در دلم غمی ندارم ........... زیرا سلامت هست جانم
عمر ما کوتاه س ........... چون گل صحراست
............... پس بیایید شادی کنیم
.
بیایید با هم بخوانیم .......... ترانه جوانی را
عمر ما کوتاه س ........... چون گل صحراست
............... پس بیایید شادی کنیم
.
گل بریزم من ...... از توی دامن..... بر روی خرمن
........................ شادانم