راوی:بچه ها سلام.حال شما چطوره؟ مدرسه در چه حاله؟با درس و مشق چطورین؟حال مامان، حال بابا چطوره؟
سگ: مامان می گه قبوله.بابام میگه محاله...بهم می گن درس بخون.نکنه بشی دو ساله
راوی:خوب بچه ها کی اسم این شهر قشنگو می دونه؟
**: خانوم ما بگیم...
#: آقا ما بگیم؟...
**: نون و پنیر و پسته
#:قصه...قصه...قصه
درسته؟
راوی:معلومه که درسته.جایزتون....
# یه یخچال
**یه قوری
# رادیوی برق و باطری
** ساعت ضد ضربه
راوی:...یه قصه.یه قصه درسته.نه دست و پا شکسته...
*** درسته
راوی:آره بچه ها اون قدیما تو شهر ما یعنی تو شهر قصه یک خاله سوسکه ای بود...
لپاش مثل تربچه..دهن نگو ، یه غنچه.چشم چی بگم...یه بادوم. که عین شب سیاه بود.خلاصه عین ماه بود
مردم شهر که خوب بودن.آروم و مهربون بودن.ساده و بی ریا بودن.بی غش و با صفا بودن تمومشون ، پیر و جوون یک دل نه صد دل عاشقش بودن.
سوسک سیاه خوشگل یه روز صبح پیرهنشو تنش کرد. پیرهن سرخ گلدار.چادرشو سرش کرد.شلیته پوشید با شلوار.اتل و متل و آلوچه، پاشو گذاشت تو کوچه. با صد تا عور و اطوار اومد میون بازار...
خرس رمال:سلام علیکم آبجی خانوم.بفرمایید . حال شما چطوره؟
خاله سوسکه: سلام و درد پدرم. خاک به گورم ، خاک به سرم، چه حرفها. چلاق بشی ایشالا.نزاکتم خوب چیزیه.خجالتم خوب چیزیه.نه والا؟
رمال: آبجی خانوم ببخشید اگرجسارتی شد.بنده فقط عرض ادب نمودم.
خاله سوسکه: خوب آخه خرس گنده آبجی خانوم نشد اسم.
رمال:پس چی بگم؟ سیاه چشم.سپید رو.سیاه مو.سپید بخت.سیه دل
خاله سوسکه:چه پررو...یه اسم خوب و خوشگل.یه اسم بگو که اسم باشه.جادو کنه ، طلسم باشه.به رنگ گند میم بیاد. به چشم بادومیم بیاد.صدام کنی خوشم بیاد.بهار بشه، نسیم بیاد
رمال: نگو نگو دلم رفت.این دل غافلم رفت
خاله سوسکه: نیگام بکن چه ماهم.با چشمای سیاهم.دهن دارم یه غنچه.ابرو دارم کمونچه.لپام مثل تربچه.قدم ببین، بلنده. گیسم ببین، کمنده
رمال:تو که منو شیدا کردی.خوبه منو پیدا کردی...تو که منو رسوا کردی.غفل دلم وا کردی
****اتل و متل خلیفه ، کیسه خوبه یا لیفه...
رمال: چطوره بگم ضعیفه؟
خاله سوسکه: چشم نخوری الهی با اینهمه سلیقه
رمال: پس چی بگم فدایت؟ فدای خاک پایت
خاله سوسکه:می تونی بگی عزیزم.امیدم.قشنگم.ملوسم...
رمال: قشنگم.ملوسم.امیدمعزیزم.بیا دورت بگردم.به قربونت بگردم....عروسم قشنگم.عروس شوخ و شنگم.تو مال من می شی؟
خاله سوسکه: استغفرالله
رمال: عیال من می شی؟
*****اوه اوه. واه واه!!!!!!
خاله سوسکه: می دونی چیه؟ من زن هر کس نمی شم.هر کس و ناکس نمی شم.
*****اتل و متل بی جنجال جنگیر می خوای یا رمال؟
خاله سوسکه: نه جن گیر. نه رمال.
**** نه اون خوبه نه ایشون.لعنت به هر دوتاشون.
خاله سوسکه: نه جونم.نه عمرم.من زن رمال نمی شم.کاری که رمال می کنه صبح تا غروب فال میگیره.داد می کنه.قال می کنه.هی سرکتاب وا می کنه.فوت می کنه.ورد می خونه.جن می گیره هو می کشه.بعد فال حافظ میگیره تا نصف شب حال میکنه.
****بس که مزخرف می بافه آدمو بی حال می کنه. هرچی ستاره رو هواست ازش اطاعت می کنه.رییس جنا زیر پا چاکرشه.مخلصشه...
وای از اون موقعی که یه جنی رو گیر بیاره. هی جار و جنجال می کنه.ورد می خونه.فوت می کنه.سوت می کشه...دور خودش روی زمین با نوک یک چاقوی تیز خط می کشه...جن زبون بسته روبی حال میکنه. زیر زمین چال می کنه....طلسم و جادو بلده...کفتر و بی بال می کنه...
خاله سوسکه: اول شب ورد عجیبی می خونه غیب می شه.نزدیک صبح دوباره ظاهر می شه.از دهنش بو می یاد. بوی عجیبی که آدم گیج می شه....هوا که روشن می شه.چشاش رو هم می افته ، یواش یواش شل می شه، روی زمین ول می شه.نه جونم نه عمرم.منو بکشی.بالا بری پایین بیای من زن رمال نمی شم