ما دهه شصتیها!!!!!

ما نسلی هستیم که جوراب زنونه مشکی به شیر حموم آویزون دیده ایم

بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المسائل بود

یه زمانی آرایشگاه های مردونه فقط 2 مدل مو بلد بودن بزنن1.کُپ 2. آلمانی

کجان !اون دوستائی که سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز میکردیم تا واسشون جا بگیریم.

ماله اون نسلی هستیم که خدا خدا میکردیم بریم چهارم دبستان که با خودکار بنویسیم...

از تفریحات سر کلاس این بود که با ساعت, نور خورشید رو موقعی که معلم پای تخته بود رو درو دیوار کلاس و کله معلم منعکس کنیم


سگا و میکرو که بازی میکردیم فکر میکردیم هرچی دکمه هارو محکم تر فشار بدیم اوناهم محکم تر مشت میزنن

ما آخرین نسلی هستیم که دستشویی تو حیاط خونه مادربزرگُ تجربه کردیم

کیا این جمله رو یادشونه ؟
میدان آرژانتین, انتهای خیابان الوند، ساختمان تولید...

یادش بخیر اون قدیما وقتی چسب نواری کم میاوردیم از جلد کتابامون میکندیم

امکانات که نداشتیم,با بغل دستیمون یه کاغذ از وسط دفتر میکندیم,دو طرف چندتا تانک و هواپیما و آدم میکشدیم !
بعد واسه بازی یه نقطه پررنگ تو زمین خودمون علامت گذاری میکردیم برگهُ تا میکردیم اگر میفتاد رو تانک یا هواپیما رفیقمون امتیاز میگرفتیم

ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺮﺍ ﻛﻴﺎ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ؟؟؟

ﺍﺯ ﺭﻭ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﻧﺰﻥ ﺟﻠﻮ . ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﺸﻪ!!!


شما ادامش بدید.....

 

صفحه فیس بوک شریک کودکیهای من شوید

/ 7 نظر / 13 بازدید
قدسی

عالی گفتی. خیلی چیزای دیگه که واقعا حالا بچه هامون نمی فهمند و خیلی راحت دلمون رو می شکنند.

خوشبخت

چقدرقشنگ گفتی رفتم به قدیم>.

HAMID

با خرید یک بسته مداد رنگی 12 رنگه چقدر خوشحال می شدیم

مینا

خیلی جالب بود. واسه ادامش میتونم بگم هفته ای نوبتی واسه امتحان میرفتیم زیر میزایی ک سه نفری توش میشستیم. یه خط میکشیدیم رومیز ب بغلیامون میگفتیم از اینجا اینورتر نیا. دیکته پا تخته ای هعیییییی

zahra az iran

سلام ممنون عالی بود دلم یاد کودکی افتاد یاد آلاسکاهای قرمز یاد بادبادک های پلاستیکی یادحوض پر از ماهی قرمزمون یاد خودم ...

سینا

من گاهی به نونوایی میرفتم با یه سکه 2 تومنی ( 20 ریال ) ار اونایی که عکس یه نیکره زمین پشتش بود میبردم. سنگک 2 تومن بود. بعدا گرون شد و شد 2 تومن و 5 زار !

یاس

یادش بخیر اون قدیما وقتی چسب نواری کم میاوردیم از جلد کتابامون میکندیم من که هنوزم همین کارو میکنم[شوخی]