گل اومد

گل اومد

 گل گل گل اومـــد                 کدوم گل

همون که رنگـــارنگه               برای شاپرکها یه خونه ی قشنگه

کدوم کدوم شاپرک                همون که روی بالش

خالهـــای سرخ و زرد            با بالهای قشنگش می ره وبرمی گرده

شاپرک خسته  میشه            بالهاشو زود می بنده

روی گلها می شینــه              شعر می خونه می خنده

/ 6 نظر / 20 بازدید
او...

بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا زندگانی خاه تیره خاه روشن هست زیبا هست زیبا هست زیبا.....

صحرا

اگر ماشین زمانی ساخته بشه که بتونه آدمو ببره به گذشته یا آینده.من حاضرم برم و همونجا بمونم و تا ابد کودک بمانم.

علی امین زاده

این شعره رو خیلی دوست داشتم! یه صدای بچگونه می خوندش! همیشه از آخرش خنده ام می گرفت: چون مجسم میکردم شاپرک وقتی بخنده چه شکلی میشه!

قناعت

امیدوارم این مورد دست یافتنی بشه برای من و همه ی دهه شصتیا[چشمک] سفر به زمان زمانی که ذره ذره ی ثانیه هایش عشق بود نور بود پرواز بود .......[گل]

ياسي

يه قسمتش رو ننوشتين: بعد از اينكه ميگه: با بالهاي قشنگش ميره و بر ميگرده، بايد اينو بنويسين: كدوم بال بالي كه باز ميشه و بسته ميشه، ميبنده اونو شاپرك وقتي كه خسته ميشه شاپرك خسته ميشه بالهاشو زود ميبنده.. باتشكر