دویدمو دویدم

دویدم و دویدم

سرکوهی رسیدم

دوتا خاتون را دیدم

یکیش به من آب داد

یکیش به من نان داد

نان را خودم خوردم

آب را دادم به زمین

زمین به من علف داد

علف را دادم به بزی

بزی به من پشگل داد :|

بقیه قصرو بیخیال فقط میخوام بدونم نویسنده پیش خودش ما رو چی فرض کرده بود :|

بعد ما پیش خودمون چی فکر میکردیم که پشگلُ رفتیم دادیم نونوا

 

 

صفحه فیس بوک شریک کودکیهای من شوید

/ 3 نظر / 5 بازدید
مریم

با سلام . من 37 ساله از اهواز هستم . الان دو تا بچه دارم و کارمند هستم . هر وقت مطلبی در مورد دهه شصت می خونم گریه ام میگیره . حس خیلی بدب بهم دست میده . حس زیانکاری میکنم. مطالب شما خیلی زیبا هستند.

بدونید که قدیم آتیش رو باپشگل روشن می کردند

حبیب

من اون شعر رو برای که به پسرم میخوندم گفته بودم اون کلمه اشتباهی نوشته شده و صحیح آن بشکل زیر است : علف را دادم به بزی بزی به من پشم داد