دلم تنگ شده

دلم برای خط کشی کناردفتر مشق با خودکار مشکی و قرمز
برای پاک‌کن های جوهری و تراش های فلزی♥
برای گونیا و نقاله و پرگارو جامدادی♥
دلم برای تخته پاک‌کن و گچ های رنگی کنار تخته♥
برای اولین زنگ مدرسه♥
برای واکسن اول دبستان♥
برای سر صف ایستادن ها♥
برای قرآن های اول صبح و خواندن سرود ایران اول هفته♥
دلم برای مبصر شدن ، برای از خوب ، از بد♥
دلم برای ضربدر و ستاره♥
دلم برای ترس از سوال معلم♥
کارت صد آفرین♥
بیست داخل دفتر با خودکار قرمز♥
و جاکتابی زیر میزها ، جانگذاشتن کتاب و دفتر♥
دلم برای لیوان‌های آبی که فلوت داشت♥
دلم برای زنگ تفریح♥
دلم برای دعا کردن برای نیامدن معلم♥
برای اردو رفتن♥
برای تمرین های حل نکرده و اضطراب آن♥
دلم برای روزنامه دیواری درست کردن♥
برای تزئین کلاس♥
برای دوستی هایی که قد عرض حیاط مدرسه بود♥
برای خنده های معلم و عصبانیتش♥
برای کارنامه…. نمره انضباط♥
برای مُهرقبول خرداد♥
دلم برای خودم♥
دلم برای دغدغه و آرزو هایم♥تنگ شده ...چه حیف بر نمیگرده چیزایی که ما الان در حسرتشیم...ولی اون موقع بی تفاوت !!!

/ 4 نظر / 17 بازدید
بهار

سلام کودک دهه شصتی... 4سال پیش به اسم نوستالوژی در وبلاگی به نام rahile 65بود وبلاگ شخصی خودم... اول تشکر بابت سر زدنتون.و دوم عذرخواهی به خاطر خیلی دیر سر زدن به وبلاگ شما... من بعد از وبم ی چند وقتی با یکی از دوستانم وب دیگه ای رو اداره کردیم...و از شانس روزگار هیچوقت رمز ورود وبلاگم رو به خاطر نیاوردم... الان هم دقیقا سه سالی میشه که تنها اداره اش میکنم... اگه دوست داشتی به ویلاگم سری بزن... من لینکتون کردم... منم ی دهه شصتی هستم.... www.iran13611.persianblog.ir

نازیلا

واقعا" حرف دل 60ای هارو میزنی.وقتی میخونم یادم می افته چه روزهای شیرینی تو خاطره هامون داریم.من سرویسم هر روز از دم مدرسه ابتدایی و راهنماییم میگذره و حسرت اونروزها هر روز جلوی چشممه.......

حسن

سلام شماها خیلی پیشرفته بودید ما برق نداشتیم زمستونها ساعت 7 شب می خوابیدیم 5نفر خواهرها انطرف مادر وبرادرها طرف دیگر همه زیر یک لحاف جالبه از بس لحافمان سنگین بود اسمش رو گذاشته بودیم صدام وقتی می خواستیم بخوابیم به مادر میگفتیم مادر صدام را بینداز رویمان .وتا صیح تکون نمی خوردیم